به گزارش فائزون، هفته نیروی انتظامی، فرصتی برای گرامیداشت مردانی است که امنیت و آرامش مردم را بر آسایش خود مقدم دانستند و در مسیر انجاموظیفه، جان خود را فدا کردند؛ شهدایی که نامشان تنها در قاب عکسها و سنگ مزارها باقی نمانده، بلکه خاطرات و آرمانهایشان همچنان در میان خانوادهها و جامعه زنده است.
در میان این نامهای ماندگار، روایت خانواده شهدای مدافع امنیت، تصویری از دلبستگی آنان به خانواده، وطن و مردم را به نمایش میگذارد؛ روایتهایی از فرزندانی که در کنار مهر به پدر و مادر و محبت به همسر و فرزندان، امنیت مردم و دفاع از کشور را بخشی از مسئولیت و باور خود میدانستند.
در روزهای گرامیداشت هفته نیروی انتظامی، مرور خاطرات خانواده شهید محمد خمری و شهید یونس صیاد اربابی، فرصتی است برای شنیدن روایتهایی از دلتنگی پدر و مادر، محبت فرزندان به پدران شهید و زندگی مردانی که نامشان با ایثار، مسئولیتپذیری و دفاع از امنیت مردم گره خورده است.
از دلتنگی فرزند و ارادت او به وطن
پدر و مادر شهید محمد خمری با روایت خاطراتی از فرزند شهیدشان، از دلبستگی عمیق او به خانواده، وطن و امنیت مردم گفتند و تأکید کردند که یاد و خاطره محمد همچنان در تمام لحظات زندگی آنان زنده است.
زهرا شهرکی، مادر شهید محمد خمری در گفتگو با خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی «عصرهامون»، با اشاره به دوران تحصیل و خدمت فرزندش بیان کرد: محمد پس از دریافت دیپلم وارد دانشگاه شد و سپس برای انجام خدمت سربازی اعزام شد و در طول دوران خدمت نیز هر زمان فرصتی پیدا میکرد، به خانواده سر میزد.
وی با بیان اینکه محمد علاقه زیادی به وطن و مردم داشت، افزود: برای محمد امنیت مردم و دفاع از کشور اهمیت زیادی داشت و انجاموظیفه برای او فقط یک مسئولیت نبود، بلکه باور و اعتقادی بود که با آن زندگی میکرد.
محمد؛ جوانی که دل در گرو وطن داشت
مادر شهید محمد خمری ادامه داد: محمد جوانی پرتلاش، مؤمن و خانوادهدوست بود و در کنار علاقهای که به پدر و مادرش داشت، نسبت به کشور و مردم نیز احساس مسئولیت میکرد محمد متولد ۳۰ شهریور ۸۱ بود. در زاهدان به دنیا آمد و زمانی که به شهادت رسید ۲۰ سال سن داشت؛ فرزندم عاشق پوشیدن لباس نظام و تامین امنیت برای مردم بود و همیشه این را در خانه میگفت.
وی با اشاره به رابطه صمیمی میان محمد و پدرش گفت: محمد برای پدرش فقط یک فرزند نبود، بلکه رفیق و همراه او بود و این ارتباط عمیق میان آنها تا زمان شهادت ادامه داشت؛ محمد در اوج مظلومیت و غربت به شهادت رسید و تنها چهار روز از ورودش به مقر راسک میگذشت و هنوز لباسهای محمد در خانه ما هست و با آنها صحبت میکنم.
وی تصریح کرد: خداوند محمد را به ما هدیه داد و خودش هم گرفت. من به محمد افتخار میکنم او مایه سربلندی ما است و در راه میهن و وطنش شهید شده و مطمئنم که جای محمد خوب است و از او میخواهم که ما را شفاعت کند.
شهرکی با بیان اینکه گذر سالها از دلتنگی خانواده برای فرزند شهیدشان کم نکرده است، تصریح کرد: هر سال که از شهادت محمد میگذرد، دلتنگی ما بیشتر میشود و بسیاری از اتفاقات روزمره زندگی، خاطره او را برایمان زنده میکند.
وی افزود: هنگام کار کردن، رانندگی، حضور در مهمانی یا حتی آمادهکردن غذا، یاد محمد در ذهنم زنده میشود و نمیتوانم او را از یاد ببرم.
مادر شهید محمد خمری با اشاره به حضور خانواده در مزار فرزندش بیان کرد: هر هفته به مزار محمد میرویم و یاد او برای ما همچنان زنده است.
روایت مردانی که امنیت را با جان خریدند
علی خمری، پدر شهید محمد خمری نیز با بیان اینکه داغ فرزند برای او بسیار سنگین است، در گفتگو با خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی «عصرهامون» بیان کرد: محمد برای من فقط فرزندم نبود؛ رفیق و همراه من بود و نبودنش خلأ بزرگی در زندگیام ایجاد کرده است.
وی با اشاره به ویژگیهای اخلاقی فرزندش گفت: محمد به کشورش علاقه داشت و برای امنیت مردم اهمیت زیادی قائل بود. او انجاموظیفه و دفاع از مردم را با جانودل پذیرفته بود.
پدر شهید محمد خمری افزود: شاید در ظاهر بتوانم خودم را آرام نشان دهم، اما از درون این داغ همچنان با من است و هر روز جای خالی محمد را احساس میکنم.
خانواده شهید محمد خمری در پایان با گرامیداشت یاد و خاطره فرزند شهیدشان، بر ادامه مسیر شهدا و پاسداری از امنیت و آرامش مردم تأکید کردند.
هنوز دلتنگی برای یونس مرهمی ندارد
صغری صیاد اربابی، مادر شهید یونس صیاد اربابی، در گفتگو با خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی «عصرهامون» با اشاره به نحوه شهادت فرزندش بیان کرد: یونس ۲۵ شهریورماه در مسیر زاهدان به شهادت رسید؛ ابتدا به ما اطلاع دادند که زخمی شده است، اما چند دقیقه بعد خبر شهادتش را شنیدیم و آن لحظه یکی از تلخترین و سنگینترین لحظات زندگی ما بود.
وی افزود: وقتی خبر شهادت یونس را شنیدم، تمام غمهای عالم بر سرم خراب شد. همسایهها به خانه ما آمدند و آن روز برای خانواده ما بسیار سخت گذشت. شاید انسان باگذشت زمان بتواند با این داغ زندگی کند، اما جای خالی فرزند برای پدر و مادر هیچگاه پر نمیشود.
مادر شهید یونس صیاد اربابی ادامه داد: یونس در سن جوانی ازدواج کرد و زندگی مشترک خود را آغاز کرد. حاصل زندگی او دو دختر و یک پسر بود و ارتباط بسیار صمیمی و دوستانهای با فرزندانش داشت؛ بهگونهای که بیشتر از رابطه پدر و فرزند، با آنها رفیق بود.
دلتنگی فرزندان برای پدر شهید
وی با اشاره به دلبستگی فرزندان شهید به پدرشان گفت: دختر کوچک یونس هنگام شهادت پدرش حدود یک سال و نیم داشت و وابستگی زیادی به او داشت. هنوز هم وقتی به خانه ما میآید، دلتنگ پدرش میشود و میگوید میخواهم بروم پیش بابا، او را ببوسم و با او صحبت کنم.
صیاد اربابی افزود: وقتی دختر کوچکش به خانه میآید، اگر افراد دیگری در اتاق باشند، از آنها میخواهد بیرون بروند و میگوید میخواهم با بابا صحبت کنم. برای او انگار پدرش هنوز در کنار اوست و با همان دنیای کودکانه خودش با پدر شهیدش حرف میزند.
وی با بیان خاطرهای از فرزندان شهید خاطرنشان کرد: یکی از فرزندان یونس میگفت اگر امامزمان (عج) ظهور کند، بابای من هم پشت سر ایشان میآید. همین باور کودکانه و علاقه عمیق به پدر، برای ما بسیار تأثیرگذار است.
یونس؛ پدری که با فرزندانش رفیق بود
مادر شهید یونس صیاد اربابی درباره رابطه فرزندش با خانواده بیان کرد: یونس برای فرزندانش وقت میگذاشت و با آنها بازی میکرد. دختر کوچکش وقتی نزد ما میآمد، از دیگران میخواست او را تنها بگذارند تا بتواند با پدرش صحبت کند و بازیهای کودکانهای را که با پدرش داشت، در ذهنش مرور کند.
وی ادامه داد: یونس به فرزندانش محبت زیادی داشت و در کنار محبت، همیشه تلاش میکرد آنها را برای آیندهای خوب آماده کند.
کمک به نیازمندان؛ بخشی از زندگی شهید
صیاد اربابی با اشاره به روحیه نوعدوستی فرزندش گفت: یکی از خاطراتی که از یونس در ذهنم مانده، توجه او به فقرا و نیازمندان بود. او حتی بخشی از حقوق خود را در ماه برای کمک به نیازمندان کنار میگذاشت و میگفت این سهم امام حسین (ع) است.
وی افزود: یونس اعتقاد داشت باید در کار خیر و هزینههایی که برای امام حسین (ع) انجام میشود، سهمی داشته باشد و این کار را تنها به ایام محرم محدود نمیکرد.
مادر شهید ادامه داد: اگر در مسیر یا در جایی از شهر فرد نیازمندی را میدید، تلاش میکرد به او کمک کند. یکبار خانمی را در نزدیکی داروخانه دید که برای تهیه دارو مشکل داشت و یونس به او کمک کرد تا بتواند داروی موردنیازش را تهیه کند.
سفارش شهید به فرزندانش؛ درس، حجاب و آیندهای روشن
وی با اشاره به توصیههای شهید یونس صیاد اربابی به فرزندانش بیان کرد: یونس همیشه به دخترانش سفارش میکرد درس بخوانند و حجابشان را رعایت کنند و برای آینده خود تلاش داشته باشند.
صیاد اربابی خاطرنشان کرد: او به دختر بزرگش نیز توصیه میکرد در کنار درس، قرآن را فرا بگیرد و برای ساختن آیندهای خوب تلاش کند. دغدغه یونس این بود که فرزندانش هم از نظر اخلاقی و هم از نظر تحصیلی مسیر درستی را طی کنند.
یاد و خاطره یونس همیشه با ماست
محمد صیاد اربابی، پدر شهید یونس صیاد اربابی نیز در گفتگو با خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی «عصرهامون» با گرامیداشت یاد فرزند شهیدش، از روزهای سخت پس از شهادت یونس و خاطرات زندگی او سخن گفت و بیان کرد: داغ فرزند برای پدر و مادر بسیار سنگین است، اما خاطرات و رفتار خوب او در زندگی، همواره برای خانواده باقی میماند.
وی افزود: یونس در کنار خانواده، فردی صمیمی و مسئولیتپذیر بود و محبت او به فرزندان و توجهش به دیگران از ویژگیهایی بود که همیشه در یاد و خاطره ما باقی خواهد ماند.
پدر و مادر شهید یونس صیاد اربابی در پایان با اشاره به دلتنگی همیشگی خود برای فرزندشان، تأکید کردند که یاد و خاطره شهید یونس باوجود گذشت زمان، همچنان در زندگی خانواده جاری است و خاطرات او برای فرزندانش نیز به میراثی ماندگار تبدیل شده است.
انتهای خبر/